شعر آهنگ  اي عشق  داریوش


عشق به شكل پرواز پرندست
عشق خواب يك آهوي روندست
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشندست
من ميمرم از اين آب مسموم
اما اونكه از مرده عشق تا قيامت هر لحظه زندست
من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز پرندست
تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا كن اسممو از عمق شب از لب به ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

شعر آهنگ اجازه  داریوش


کوهو ميذارم رو دوشم
رخت هر جنگو مي پوشم
موجو از دريا مي گيرم
شيره ي سنگو مي دوشم
ميارم ماهو تو خونه
مي گيرم با دو نشونه
همه ي خاک زمينو
مي شمارم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره

دنيا رو کولم مي گيرم
روزي صد دفعه مي ميرم
مي کنم ستاره ها رو
جلوي چشات مي گيرم
چشات حرمت زمينه
يه قشنگ نازنينه
تا اگه مي خواي نذارم
هيچ کسي تو رو ببينه
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره

چشم ماهو در ميارم
يه نبردبون ميارم
عکس چشمتو مي گيرم
جاي چشم اون ميزارم
آفتاب و ورش مي دارم
واسه چشمات در ميذارم
از چشام آينه مي سازم
با خودم برات ميارم
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره
اگه چشمات بگن آره هيچ کدوم کاري نداره

شعر آهنگ آهاي مردم دنيا  داریوش


آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
شما که حرمت عشق رو شکستين
کمر به کشتن عاطفه بستين
شما که روي دل قيمت گذاشتين
که حرمت عشق رو نگه نداشتين
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
فرياد من شکايت يه روح بي قراره
روحي که خسته از همه زخمي روزگاره
گلايه من از شما حکايت خودم نيست
براي من که از شما سوختن و گم شدن نيست
اگه عشقي نباشه آدمي نيست
اگه آدم نباشه زندگي نيست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگي نيست
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم

شعر آهنگ  به تکرار غم نيما   داریوش


چه آغازي
چه انجامي
چه بايد بود و بايد شد
در اين گرداب وحشت زا
چه اميدي
چه پيغامي
كدامين قصه شيرين براي كودك فردا
زمين از غصه ميميرد پر از باد زمستاني
شعور شعر نا پيدا در اين مرداب انساني
همه جا سايه وحشت همه جا چكمه قدرت
گلوي هر فناري را بريدند از سر نفرت
بجاي شستن گلها به باغ سبز انساني
شكفته بوته آتش نشسته جغد ويراني
چه آغازي
چه انجامي
چه بايد بود و بايد شد
در اين گرداب وحشت زا
كه ميگويد كه ميگويد
جهاني اينچنين زيبا جهاني اينچنين رسوا
كجا شايسته روياست
چه آغازي
چه انجامي
چه اميدي
چه پيغامي
سوالي مانده بر رگها
كه مي پرسم من از دنيا
به تكرار غم نيما
كجاي اين شب تيره
بياويزم بياويزم
قباي ژنده خودرا
قباي ژنده خودرا

شعر آهنگ  بچه هاي ايران  داریوش

چه ها اين نقشه جغرافياست
بچه اين قسمت اسمش آسياست
شكل يك گربه در اينجا آشناست
چشم اين گربه دنبال شماست
بچه ها اين گربه ......
ايران ماست.
بچه ها اين سرزمين نازنين
دشمن بسيار دارد در كمين
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاك قوم آرياست
بچه ها . بچه ها
از گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بايست داد
فارق از هر زنده باد و مرده باد
سر براه مملكت بايد نهاد.
مام ميهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سبز و سفيد و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بي انتهاست
بچه ها اين خانه اجدادي است
گشته ويران تشنه آبادي است
خسته از شلاق استبدادي است
مرحم دردش كمي ......
آزادي است
مرحم دردش كمي آزادي است
بچه ها اين كار فرداي شماست
اين كار فرداي شماست

شعر آهنگ زندوني  داریوش

قتي که دل تنگه فايدش چيه آزادي
زندگي زندونه وقتي نباشه شادي
آدم که غمگينه دنيا براش زندونه
ما بين صد مليون بازم تنها ميمونه

دنياي زندوني ديواره زندوني از ديوار بيزاره

پرنده که بالش ميسوزه
دل غم به حالش ميسوزه
آخه مرگه واسش رهايي
پرنده که بالش ميسوزه
آدمي که شادي نداره
بخدا آزادي نداره
ميکنه زندگيشو زندون
آدمي که شادي نداره

دنياي زندوني ديواره زندوني از ديوار بيزاره

هواي قفس کشنده
بيرون پر از درنده
کجا بره پرنده

دنياي زندوني ديواره زندوني از ديوار بيزاره

شعر آهنگ  شقايق داریوش


دلم مثل دلت خونه شقايق
چشام درياي بارونه شقايق
مثل مردن ميمونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق
شقايق درد من يکي دو تا نيست
آخه درد من از بيگانه ها نيست
کسي خشکيده خون من رو دستاش
که حتي يک نفس از من جدا نيست
شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق

شقايق اينجا من خيلي غريبم
آخه اينجا کسي عاشق نميشه
عزاي عشق غصه اش جنس کوهه
دل ويرون من از جنس شيشه
شقايق آخرين عاشق تو بودي
تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه هاي بي کسي برد
شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق

دويديم و دويديم و دويديم
به شبهاي پر از قصه رسيديم
گره زد سرنوشتامونو تقدير
ولي ما عاقبت از هم بريديم
شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توي قصه ها بود
حالا از تو فقط اين مونده باقي
که سالار تمومه عاشقايي
شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق

شعر آهنگ فرياد زير آب  داریوش


ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدي به اين ساحل . خوشا فرياد زير اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

اگر خوابم .اگر بيدار . اگر مستم . اگر هشيار
مرا ياراي بودن نيست . تو ياري کن . مرا اي يار
تو اي خاتون خواب من . من تن خسته را در ياب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن . دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديک . تو از خواب امدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق .مرا اتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

شعر آهنگ  گريه  داریوش


رازقي پرپر شد
باغ در چله نشست
تو به خاک افتادي
کمر عشق شکست
ما نشستيم و تماشا کرديم

دلم ميخواد گريه کنم
براي قتل عام گل
براي مرگ رازقي
دلم ميخواد گريه کنم
براي نابودي عشق
واسه زوال عاشقي

وقتي که قلبا و گلا
شکسته و پرپر شدند
وقتي که باغچه هاي عشق
سوختند و خاکستر شدند
من و تو از گل کاغذي
باغچه اي داشتيم توي خواب
با خشتاي مقوايي
خونه ميساختيم روي آب
وقتي که ما تو جشن شب
ستاره بارون ميشديم
وقتي که پشت سنگر
سايه ها پنهون ميشديم
از نوک بال کفترا
خون پريدن ميچکيد
صداي بيداري عشق
رو خواب شب خط ميکشيد
دلم ميخواد گريه کنم
براي قتل عام گل
براي مرگ رازقي
دلم ميخواد گريه کنم
براي نابودي عشق
واسه زوال عاشقي

از پشت ديواراي شهر
انگار صداي پا مياد
آوازخون دربدر
انگار يه همصدا ميخواد
ابر سياه رفتنيه
خورشيد دوباره درمياد،
باغچه دوباره گل ميده
از عاشقا خبر مياد
دلم ميخواد گريه کنم
براي قتل عام گل
براي مرگ رازقي
دلم ميخواد گريه کنم
براي نابودي عشق
واسه زوال عاشقي

شعر آهنگ مرا به خانه ام ببر داریوش


شب اشيان شب زده
چکاوک شکسته پر
رسيده ام به ناکجا
مرا بخانه ام ببر
کسي بيادعشق نيست
کسي بفکر ما شدن
ازان تبار خود شکن
تمامه اي و بغض من
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست

مرابخانه ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سکوت نعره ميزنم
که شب ترانه ساز نيست
مرابخانه ام ببر
که عشق در ميانه نيست
مرابخانه ام ببر
اگرچه خانه خانه نيست
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست

مرابخانه ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سکوت نعره ميزنم
که شب ترانه ساز نيست
مرابخانه ام ببر
که عشق در ميانه نيست
مرابخانه ام ببر
اگرچه خانه خانه نيست
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست
از اين چراغ مردگي
از اين براب سوختن
از اين پرنده کشتنو
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر کنم
که يار غمگسار نيست
مرا بخانه ام ببر
که شهر شهر يار نيست