اشعارزیبا در وصف پدر

شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال
خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود

در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت
رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

درعالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

موی سیاه او شده بود اندکی سپید
گویی سپیده از افق شب دمیده بود

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار
دست نوازشم به سر و رو کشیده بود

از خود برون شدم به تماشای روی او
کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا
اشکی به روی گونه زردم چکیده بود

 

شعر زیبای سهراب سپهری ( پدر )

زیباترین شعر برای پدر

پدر بر بال یاران خانه داری
عظیم وپرشکوه و بردباری

همه فخرم همین هستو همین بس
که نامت بر زبانم جمله جاری

تو ناجییه همه ی در دمندان
اسیرانو فقیران ، مستمندان؛

همه گِرها بدستت وا بگردد
تو دانایی، مثال کاردانان

پدر سایت بماند بر سر من
دعای خیر تو بالا سر من

کلام نافذت هردم به هر دم
طنینش پر شود دور و بر من .

شعر برای مرگ پدر

تو دیدی در جهان هردم مرارت
نکردی لحظه ای اما شکایت
ندیدم من یکی از تو بنالد
نه از دستت نه حتی از زبانت
به دنیا دل نبستی ساده زیستی
که بخشیدی به تنگی با سخاوت
تو کوچ کردی و رفتی بی تمنا
که نالیدیم و نالید آشنایت
وداعت را چطور باور کنم من
تو بودی مظهری از استقامت
پدر ای کاش مرا هم برده بودی
که قبرم را نهند در پیش پایت


" حبيب الله نبي اللهي "

شعرزیبا برای پدر

آغوشت باز كن اي پدر
اي كه آغوش گرمت مرا نوازش مي دهد
نگاهم كن اي پدر
مثل هميشه كه نور چشمانت مرا هدايت ميدهد
اي پدر پيشم بمان نزار چشمم انتظار تو را بكشد
اي پدر نرو – نزار قطار عمرم سوت پايان را كشد
اي پدر كه جانم فدايت
با من بگو از درد و غمهايت
با من بگو تا گيرم پند از حرفهايت
اي پدر رفتي ولي ميدانم كه سرنوشت ما دست خداست
پس دستانت را مي بوسم
كه دستانت طلاست