شعر آهنگ هواي تو محمد اصفهانی
از کجا بايد شروع کرد کرد
قصه ي عشقو دوباره
با زمين خيلي غريبم با هواي تو صميمي
ديده بودمت هزار بار تو يه روياي قديمي
به نگاه چشم گريون يه فرشه رو زميني
چشامو به روت مي بندم تا که اشکامو نبيني
با تو فرياد يه عمر و و و ميکشم تا اوج باور
دلاي آبي هميشه ميمونن بي يار و ياور
از کجا بايد شروع کرد قصه ي عشقو دوباره
تا همه بغضهاي عالم سر عاشقي نباره
از کجا بايد شروع کرد قصه ي عشقو دوباره
تا همه بغضهاي عالم سر عاشقي نباره
نباره ه ه ه
غربت ارزوهامون دل طاقتو شيکونده
نگو تو شهر حقيقت واسه ما جايي نمونده
نگو ديره واسه گفتن سهمم از دنيا همينه
که تو تنهايي شبهام کسي اشکامو نبينه/ کسي اشکامو نبينه
از کجا بايد شروع کرد قصه ي عشقو دوباره
تا همه بغضهاي عالم سر عاشقي نباره
از کجا بايد شروع کرد قصه ي عشقو دوباره
تا همه بغضهاي عالم سر عاشقي نباره
از کجا بايد شروع کرد کرد
آآآآآآآآآآآآآآ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:8 توسط
|
من ان گلبرگ مغرورم كه میمیرم ز بی ابی