شعر آهنگ خاک فریدون فروغی
تن تو نازک و نرمه، مثه برگ
تن من جون ميده پرپربزنه زير تگرگ
دست باد پر ميده برگو تو هوا
اما من موندنيم تا برسه دستاي مرگ
نفسم اين خاکه
خون گرمم پاکه
من از تبار پاک آريايي
قشنگ ترين قصيده رهايي
هواي عشق تازه نيست تو رگهام
تن نميدم به رنگ کهربايي
نفسم اين خاکه
خون گرمم پاکه
واسه رفتن ديگه ديره
تن من اينجا اسيره
خاک اينجا چه عزيزه
عاشق قديمي پيره
نفسم اين خاکه
خون گرمم پاکه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:50 توسط
|
من ان گلبرگ مغرورم كه میمیرم ز بی ابی