شعر آهنگ درهای بسته آرتوش
شده کارم غمو تنها نشستن
همينه کار عاشق دلشکستن
سر راهش بايد هرروز بشينم
همه عمرم شده در راه نشستن
ميدونه يک نفر در انتظاره
ميدونه دل تو سينش بيقراره
نميدونه که اين چشماي بيخواب
براي ديدنش شب زنده داره
خدايا اخر اين عشق چي ميشه
معماي منو اون حل نميشه
تمام دلخوشيمه ديدن اون
اونم از راه دور از پشت شيشه
از پشت شيشه
اگر عشقم يه عشق سرسري بود
اگر جز او کسي ماهو پري بود
چرا دست بر نميداره اين دل
همين بسه که عشق اخري بود
چي ميشه بهتر از اين باشه با من
سر من رو بگيره روي دامن
نفهميدم گناه من چي بوده
که عشقم واسه اون بودو نبوده
خدايا اخر اين عشق چي ميشه
معماي منو اون حل نميشه
تمام دلخوشيمه ديدن اون
اونم از راه دور از پشت شيشه
از پشت شيشه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:7 توسط
|
من ان گلبرگ مغرورم كه میمیرم ز بی ابی