شعرآهنگ عادت ابی
توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو كه تسكینی نیست
مثل این شكسته دل هیچ دل غمگینی نیست
تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی
به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی
به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی
تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی
توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو كه تسكینی نیست
مثل این شكسته دل هیچ دل غمگینی نیست
تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی .
به تو نفرین دل عاشق دل زار تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین تو چطور بنده ی عادت كردی
تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی
من ان گلبرگ مغرورم كه میمیرم ز بی ابی